مطالب اين وبلاگ طنز است
تهمت زدي به ياران
بعد از نزول باران
داني كه خلق دارند
بس حسن ظن به ايشان
در شهر رويدر ما
محبوب نزد مايند
طيب، علا، جمالي
محبوب حق پرستان
فرزند اين ديارند
عشقي به سينه دارند
كز شعله ي وجودش
گرما رسد زمستان
احمد رضا و رزاق
نيك و تميز و پاكند
در نزد اهل رويدر
يار خدا و قرآن
مشمارشان تو خائن
كم گوي هتك مومن
خائن تويي كه داري
انديشه هاي شيطان
آنگه كه افكندي
فرقت ميان اصحاب( اختلافي كه بين عزيزي برانديش افتاد)
حقا كه شاد بودي
گشتي كنون پريشان
از طيب و عزيزي
كي ديده ايم ستيزي
همراه مردم استند
كور بو چش حسودان
اي مغرض كذايي
مي دانمت كجايي
پندي شنو شو عاقل
برگرد بسوي وجدان
وب پاره گر بگفتي
طنزي بر جمالي
يا نصحتي بكردي
بر صاحبان كاري
هرگز نباشدي او
خائن به حق ياران
بگذار تا بگويم
حرف دلم به اين جا
ميميرم و نبينم
خاري به پاي ياران
من نيستم عزيزي
يا طيب و جمالي
اما اگر بتازي
يك يك شويم عزيزي
يك يك شويم جمالي
يك يك شويم بر انديش
تا كور شود بد انديش
به كسي كه براي باقي ماندن بر كرسي رياست جمهوري دروغ گفت، تهمت زد و به اصحاب پاك پيامبر اهانت كرد راي نمي دهم.
اين مطلب طنز وي پاره نيست بلكه حقيقتي است تلخ كه رييس جمهور كشورمان در ملا عام و در برابر ميليون ها ايراني علاوه بر دروغ هايي كه باز تكرار كرد (مانند يك ميليارد دلار گم شده كه ديوان محاسبات كشور امروز صبح اعلام كرد كه سخنان وي خلاف واقعيت است،) اين بار به ياران پاك پيامبر اسلام و اعتقادات اهل سنّت توهين كرد.
حضرت طلحه (رض) و زبير (رض) را در زمره ي كساني قرار داد كه بر عليه حق شمشير كشيده اند و از مسير پيامبر خارج شده اند ( نعوذ بالله)
ده يار بهشتي اند اينان بوبكر و عمر علي و عثمان
سعد است و سعيد و بو عبيده طلحه و زبير و عبد الرحمن
احمدي نژاد و احمدي نژادي ها خجالت بكشيد.
آقاي سالم احمدي فرد خجالت بكش.
درست است كه مي گويي در ظاهر با احمدي نژادي و در باطن با بقيه ي مردم؛ اما در ظاهر و باطن يكي شو و اعلام كن كه از احمدي نژاد و توهين هايش به اعتقادات مذهبي مان بيزاري.
مبادا يك راي با تبليغات تو به صندوق اين خدا نشناس رفته باشد و تو در پيشگاه خدا و جامعه مسئول آن باشي.
آقاي عبدالله فرهادي اگر از احمدي نژاد حمايت نكرده اي به تو تبريك مي گويم اما اگر كرده اي توبه كن.فرزند پدري كه معلم قرآن است امام مسلمانان است نمي تواند حامي دشمن اصحاب پيامبر باشد.
درست است كه اهل تشيع اعتقاداتشان با ما يكي نيست و اعتقاداتشان نزد خودشان براي ما محترم است و همچگاه به خود اجازه ي توهين به اعتقاداتشان را نمي دهيم. اما وقتي رييس جمهور كشور در ملاء عام و در رسانه ي ملي مه متعلق به اهل سنت نيز هست به اعتقادات آنان بي شرمانه تو هين مي كند آن هم زماني كه نياز به راي همه ي ملت ايران دارد، بزرگترين ظلم در حق بيش از ميليون ها اهل سنت در ايران است.
چه زيباست كه فردا در اعلام برائت از احمدي نژاد در ملاء عام انزجار خود را به همگان اعلام كني.

امروز تو كميته ي امداد رويدر بن مي دادند.
اون هم دم انتخابات
اون هم براي كساني كه تحت پوشش نيستند.
اين كاريكاتور بيشتر از هر حرفي گوياست.
( سيد محمد جوادي- كاريكاتوريست)
دلا مكن خيانت ..............( عبداله خيانت نكن)
برگرد بدا اخانت...............( برگرد بيا به خانه ات)
بسن وطن فروشي.............( وطن فروشي كافيه)
سزاتن هو جوشي............( سزايت آب جوش است)
دلا چه تِي مگر تو..............( عبداله مگر چه مي خواهي)
حيف پدر پسر تو...............( حيف پدرت كه تو پسرش باشي)
حيا بكن زكارُت................( از كارت حيا كن)
راها بكن اِ كارُت................( اين كارت را رها كن)
ستادِ كِه تبارن؟...............( ستاد كي گرفته اي؟)
مگر كه حالت زارن؟............( مگه كه حال زار داري؟)
دمال پول و مالِش؟..............( دنبال پول و مال هستي؟)
يا كار تي و بيكارش؟...........( يا كار مي خواهي و بيكار هستي؟)
بسن ديگه حماقت.............( حماقت ديگه كافيه)
دلا مكن خيانت ..............( ديگه خيانت نكن)
09177686714
شماره همراه ايشان
حيفم آمد دوستان از آن بهره نبرند.
ذوالقدر به رويدر پا نهاد
پايش به چشم ما نهاد
الحق كه نيكو حرف زد
سنگي ميان برف زد
از احمدي گفتي سخن
گفتا تبه كردي وطن
بس عيب هايش بر شمرد
پاك آبرويش را سترد
گفتا گدا پرور بود
هر صحبتش ده شر بود
برد آبروي امتي
رسوا نموده ملتي
در بهترين وضع زمان
بر باد دادا نفتمان
مهرش همان مهر ندان
بد تر ز عدوان كسان
بردي بلاد تا مرز جنگ
دادي به باد هم فر و هنگ
صندق را خالي نمود
دادي به نصر الله جنود
از ثروت ايران زمين
دادي به فرزندان چين
ملت فكندي در عذاب
هم سيخ سوختي هم كباب
پاسخ نگفتي بر كسي
نه مجلس و نه ملتي
سود سهام را بر شمار
از پول نفت صد دلار
سودي ندارد سهم او
يك مي دهد 10 بر كدو
قيمت ورم كرده چه سان
يكصد شده ده صد تومان
فقر و فساد و امر بد
بگذشته است از مرز و حد
از نزد او ياران غار
گشتند يك يك بركنار
دانش چه گفتا پيش او؟
اوضاع كشور مو به مو؟
سر بر بتافت از حرف او
وقتي نديدش او نكو
بس وعده دادي بي عمل
كندو بساختي بي عسل
آمده است در كتاب حوادث الرويدر في زمن القديم- كه اندر زمان خشايار شاه هخامنشي حكيم- در رويدر رخ داده است چنين اتفاقي عظيم.
كم آمده است مرسولات رويدرات به چشم مسئولان پست استان – و نرفته اند زير بار هزينه ي آب و علف آن- و نداده اند حقوق كارمند ش كه بود ماهي 30 قران
عليهذا به فكر افتادند در رويدر مسئولان – و پيدا كردند راهي براي حل مشكل نامه رسان- تعيين نمودند شخصي با خري كه سوار شود بر آن – كه اين شخص بود از اهالي روستاي پيامبران - واقع در نزديكي رودبار قديم و قبل از نوكان- قرار شد ببرد نامه ها را تا كهورستان- و بدهد به دست كاروانيان – تا ببرند به لارستان كه آن زمان بود مركز استان-رسيد خبر اين ابتكار به گوش پادشاه زمان – و برپا كرد چاپار خانه را از فكر و ايده ي آن- و برچيده شد پست و گرفت چاپار خانه جاي آن.
به تعطيلي رسيده پست رويدر
گروهي بي خيال برخي مكدر
نداده پول برق و آب و صحبت
بسا وارد شده بر خلق محنت
تلنبار گشته مرسولات پستي
نيامد نامه هايم به درستي
كي دوره به سر آيد آمال همه اين باشد - يك بار دگر رايم آن است كه همين باشد
از راي من اگر آيد دولت به لگام تو - اي واي اگر آن دم بخشدار همين باشد
غمناك نبايد بود از راي جناج چپ - چون راي تو به در آيد بالاتر از اين باشد
هر كو ندهد رايي بر دولت خدمت كار - رايش به حرام ار خود كانديد گزين باشد
ترسم من از آن اي دل كفراد سپاه تو - مانند رفيق ما منفور ترين باشد
تو عادل و مهرورزي اما چه بگويم من - بخشدار كج انديشت عامل به جز اين باشد
وام يك و خاك مفت هر يك به كسي دادند - در بخشداري اين رويدر اوضاع چنين باشد
عدلي نبود اينجا جز نور بصر باشي - نور بصر بخشدار جغدي به كمين باشد
در خط مقدم است بخشداري و فرماندار - اندر نظر مردم اوضاع تو اين باشد
گر راي كسان خواهي تعويض بنماي ايشان - آن دم كه نباشندي اوضاع به از اين باشد
حافظ تو بده رايت كمتر بنما شكوه - كاين دولت پاينده تا روز پسين باشد
آن دبير رياضي –داور است اندر زمين بازي – آن آكل فالوده شيرازي - بسيار زود رنج است و كمي هم ناز نازي ( با عرض معذرت به خاطر قافيه بود!) آن دوست دار ورزش و كاراته بازي – مال حلال مي خورد و هرگز نمي كند دست درازي – آن كه خدايش داده است قد و قامت درازي و كلاهش را مي كند هميشه قاضي.
آن كه فرهنگيان را است مايه ي سر فرازي- ازيرا آموزش مي دهد بي مضايقه بر هر كو داشته باشد نيازي.
آن مهاجر قديم رودبار- تجارت مي كند با سخت افزار- با دردقه السابق محمد هست همكار – هم در مدرسه و هم در بازار – نقد مي خرد و نسيه مي برند بسيار – آن بي غل و غش و بي آلايش – مولانا طبيب الرايانه عارف درآيش
آورده اند كه روزي صالح درداب( حسنت جميع خصاله) را رايانه خراب بشد به نزد طبيبنا آمد و احوال را باز گفت. طبيبنا پاسخ فرمود بايد از نزديك ببينوم.( با لهجه ي رودباري بخوانيد!) اي طو نادونم چه شن!
تصميم بر آن شد تا روزي با هم به رودبار نو بروند. سرانجام روز موعود فرا رسيد و سوار بر مركبي به راه افتادند. در راه بسي گل گفتند و گل شنيدند تا اين كه رسيدند به محل النصب السرعتجيرات
پس از گذر از دست انداز هفتم پيچيدند و وارد شهرك گرديدند.
مولانا طبيب الرايانه كامپيوتر ايشان را معاينه فرمود و فرمود بايستي وبندوزش را عوض نمايم. و بنمود.
پس از نصب ويندوز جميع النرم افزارات و الدرايورات را نصب فرمود و الفايرفوكس را هم.
و پس از سخن كردن زياد قصد رفتن بنمود و هرچه جناب صالح ( حسنت جميع خصاله) اصرار فرمود كه بمان افاقه نكرد و نماند و رفت.
در راه جوانكان و نو خطاني او را بديدند و متلك پراندند كه رويدري در رودبار چه شواد؟
طبيبنا از خود رو به زير آمده و ايشان را چپ و راست فرمود و گفت : مرا مي شناسيد؟ گفتند ني
گفت: من تمامي خلق رودبار را مي شناسم و بلعكس سال ها پيش از رودبار قديم به رويدر مهاجرت نموده ايم . آن جا جوانكان و برخي كسان مرا رودباري مي خوانند و اين جا شما مرا رويدري آيا اين انصاف است؟
چه مي شود كه شما مرا رودباري بدانيد و ايشان مرا رويدري؟
پايان.
اين حقير احترام خاصي به ايشان و ساير المهاجرين قائل است و مشابه ايشان هر چه در دنيا بيشتر بهتر. حفظه الله من جميع البلايا
آمين.
لغت نامه:
حسنت جميع خصاله: تمام خصلت هايش پسنديده است
السرعتجيرات: سرعت گير ها – دست انداز ها
شواد: مي خواهد – چه شواد : چه مي خواهد
حفظه الله من جميع البلايا: خداوند ايشان را از همه ي بلاها حفظ فرمايد